


بیا باشیم مال هم... بیا باشیم مال هم...
اگه هم خونه میخوای من... اگه دیونه میخوای من...
گل عاشق گل عاشق... اگه گل خونه میخوای من...
بیا باشیم مال هم... بیا باشیم مال هم...
کاشکی چشمات مال من بود... تو سرت خیال من بود...
مث من که ارزومی... ارزوت مثال من بود...
کاشکی دستامونو زنجیر میبستیم ما به هم... همه جا داد میزدیم که عاشقیم عاشق هم..
اگه گل خونه میخوای من... اگه دیونه میخوای من...
گل عاشق گل عاشق... اگه هم خونه میخوای من...
بیا باشیم مال هم... بیا باشیم مال هم...
بیا باشیم... بیا باشیم...
باور کن ماههاست زیباترین جملات را برای امروز کنارمی گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم
.
.
. تولدت مبارک.
مبارک... کاش....
این ور دنیا موندم تک تنها . دوس داشتم ....
باید تو را پیدا کنم شاید هنوز هم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست!
با اینکه بی تاب منی باز هم منو خط میزنی باید تو را پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی !
کی با یک جمله مثل من میتونه آرومت کنه؟ اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه؟
دل گیرم از این شهر سرد این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور
شب شد و ماه بجای تابیدن بر سر تنهایی من بر جام پر اکسیر عشق تابید. گفتم: امشب قشنگ است و من دچار عشق شدم .
گفتی به قول سهراب قشنگ یعنی چه؟ تعبیر عاشقانه اشکال. دچار یعنی چه؟عاشق.
فکر کن که چه تنهاست عاشق
چه فکر نازک غمناکی
من ندانستم وسعت شعر سهراب را آن شب زیر باران نگاههای هم به خواب رفتیم .من لبریز از تو و تو لبریز از من! خاموش شد مهتاب.روز بیدار شد. با دیدن دوباره ات باز آرامش در وجودم تراوید . زمان میگذشت و من بی تاب و مضطرب از تنها شدن.هیچ نمیدانستم که با عشق به تو باز هم تنها ترینم . روزی دیدگانم دگر مهر لبخند لبانت را ندید . خوابی جدید در دلم لانه گرفت خیابان غربت مرا ربود و به غروب حاشیه فراغت برد . همه چیز بود و هیچ نبود . جز یادت که از لحظه ها میچیدم و سوار بر قاصدکها برای عشاق میفرستادم! دویدم تا لب پنجره اشک دیدار . از شبنم چشم چکیدم روی گونه لغزیدم اما هیچ. من پر از اشکم یک بار دیگر لرزیدم تا به جان لب رسیدم . هیچ بوسه ای نوازشم نکرد . جان میسپردم که در ته صدای دل یادی از تو پیدا شد . اوج گرفت تا به خلوت من رسید و من باغبان گل افسوس گشتم.
بیادت هستم تا آخر عمرم ! لحظه ای بیادم باش. فقط همین!
این دو ماه هم تمام شد. فکر کیکردم این دو میتونه کمکم کنه تا فراموشش....
بدتر هر چی خاطره خوب و بد تو این پنچ سال داشتم جلوی چشمام بود...
تازه دارم میفهمم که چه اتفاقی برام افتاده. خدایا خودت میدونی این مدت و چجوری به سر کردم خدایا میسپارم دست خودت هرچی خودت.... خوب و بدشو بهتر از من میدونی ...
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
.jpg)
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!
این آخرین مطلبیه که مینویسم شاید برگردم شاید...
این همه آرزو از ته دلم برای تو ولی کاش میشد یک بار دیگه صداتو میشنیدم اون شب که زنگ زدی صب که شمارتو دیدم کاش میدونستی....
باشه دارم میرم به خدا قسم به جون خودت قسم میخورم که این دفعه دیگه دارم میرم نپرس کجا خودمم نمیدونم
نمیدونم ببخشمت یا ... نه نمیتونم ببخشمت ولی همیشه آرزو میکنم که زندگی خوبی داشته باشی درسته زندگی منو از هم پاشیدی ولی...
باور کن که دوست دارم... کاش همیشه دوست داشتنمون دو طرفه بود فقط یک زرره هم تو دوسم داشتی نسیم. میبینی تو چه حالیم؟نه هیچ وقت نمیتونی بفهمی که چی کشیدم نسیم چون حرفای که من ازت شنیدم هیچ وقت تو نشنیدی. همه ی روزای خوب یادش بخیر به خدا میسپارمت نسیمم.... بدون که دوست دارم ... خدا حافظ تا آخر عمر.